بی خان و مان

قسمتم آخر نشد از مال دنیا خانه ای

می برم حسرت به هر مرغی که دارد لانه ای


هر وجود زنده جا خواهد برای زندگی

جغد هم  گر هست، دارد خانه در  ویرانه ای


هرکجا مستاجر مسکین بخواهد یک اتاق

هرچه صاحب خانه گوید،کی توان کرد چاره ای


ماجرای برده و ارباب دیگر کهنه شد

حال از مستاجری برگوی و صاحب خانه ای


خانه بهر ما کسی هرگز نخواهد ساختن

وعده ی یک مشت افسونگر بود افسانه ای


باید از جان دست بر دامان عزرائیل زد

کز سرای گور سازد بهر ما کاشانه ای!!!


ابوالقاسم حالت

---------------------------------------------------------------

درود بر دوستان نازنین.چامه ی پیش روی شما گرامیان، سالها پیش توسط زنده یاد ابولقاسم حالت سروده شده است، شگفتا که ما  همچنان گرفتار دو دوتا چهارتای ابتدایی زندگی هستیم و خدا میداند که کی باید کمی فراتررا بنگریم؟! به باورحقیر:

شیشه  نزدیکتر  از  سنگ  ندارد  خویشی

هرشکستی که به هر کس برسد از خویش است


یکی داستان است پر آب چشم..

پسر یک شیخ عرب برای تحصیل به آلمان رفت.یک ماه بعد نامه ای به این مضمون برای پدرش فرستاد..

برلین فوق‌‏العاده است، مردمش خوب هستند و من واقعا اینجا را دوست دارم ولی یک مقدار احساس شرم می‏‌کنم که با مرسدس طلاییم به مدرسه بروم،درحالی که تمام دبیرانم با قطار جابجا می ‏شوند!!

مدتی بعدنامه‏‌ای به همراه یک چک یک میلیون دلاری از پدرش برای او رسید..
 
«بیشتر از این ما را خجالت نده، تو هم برو و برای خودت یک قطار بخر»

پس از کودتا 1332(دولت فضل الله زاهدی)

دولت انگلستان،پولی را که بابت ((عدم النفع)) طلب میکردند و مصدق با سرسختی در برابر آنها ایستادگی کرد، بظاهر پس از کودتا به ملت بخشیدند!!

دولت زاهدی در نامه ای به آنها نوشت:با این ترتیب شما افکار عمومی ایران را خشنود کردید!! 

بعد معلوم شد76 میلیون لیره به حساب ایران گذاشته شده است که 51 میلیون آن بابت مطالبات قبلی ایران مستهلک شد!! 25 میلیون لیره ی بقیه در 10 قسط بصورت نفت تحویل انگلیسیان داده شد. جالب اینکه دولت انگلیس بابت آن همه نفت دریافتی ، مالیات نیز پرداخت نمیکرد!!علاوه بر این 214 میلیون لیره هم از شرکتهای دیگر عضو کمیسیون گرفت، که عملا از جیب ملت ایران پرداخت شد.

 عبدالرحمان فرامرزی، مدیر خوش ذوق کیهان در مورد غرامت و بخشش اولیه آن، در مجلس هنگام طرح لایحه لطیفه ای گفت: مردی یهودی قصد داشت همسر یک یهودی دیگر را اغفال کند. زن 500 دلار طلب می کرد. روزی مرد آمد و 500 دلار را داد و به کام دل رسید. غروب که شوهر به خانه برگشت، از زن پرسید: فلانی به اینجا آمد؟! زن پاسخ داد:آری، مرد گفت: 500 دلار را هم داد؟! زن شگفت زده پاسخ مثبت داد. شوهر گفت: عجب آدم خوش حسابی است!! صبح از من 500 دلار گرفت و گفت عصر میدم به همسرت!! حالا هم شرکت نفت انگلیس واقعا خوش حسابی کرده است.

گوهر هنر

بدان ای پسر،که مردم بی هنر دائم بی سود باشند،چون مغیلان که تن دارد و سایه ندارد،نه خود را سود کند و نه غیر را. حال باهمه هنر سعی کن که سخن بر جای گویی که سخن نه برجای اگر چه خوب گویی زشت نماید.و سخن کز آن بوی هنر نیاید ناگفته بهتر.

بر آن باش تا ستوده جاهلان نباشی که ستوده ی عام،نکوهیده ی خاص بود.

اندر شورستان تخم مکار که بر ندهد و رنج بیهوده بود،یعنی که با مردمان ناسپاس مردمی کردن چون تخم بود که به شورستان افکنی.اما نیکی،از سزاوار نیکی دریغ مدار و چون تو با کسی خوبی کنی،بنگر که در وقت خوبی کردن همچند آن راحت که بدان کس رسد،در دل تو خوشی و راحت پدید آید.پس تا توانی نیکی از کس دریغ مدار که نیکی یک روز بردهد.

قابوسنامه

------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

ضمن عرض ارادت  خدمت دوستان گرانمایه و شادباش جشن تیرگان.

مخلص  به شوندهای گوناگون کاری ، مجال آن را ندارم که تارنما ی خردبان را پوشش وسیع دهم و از وجود دوستا ن بیشتری بهره مند گردم.از جمع رفقای(وبلاگها) سال گذشته، اندک دوستانی برجای هستند که به گمان حقیر،گلچین دوستان بوده اند.بر این باورم که فردوسی بزرگ فرمود:

سیاهی لشکر نیاید به کار

که یک مرد جنگی به از صد هزار


پیروز و به کام و مهربان باشید

مردی به یاد کودکان تهیدست

وصیت نامه زنده یاد <حسین رهاورد>نخستین دستیار رسمی <علامه دهخدا> که 31 اردیبهشت ماه سال جاری درگذشت،دربردارنده نکات آموزنده ای است.وصیت نامه یک برگه ای وی اینچنین است:

با خاکسپاری ام مزاحم کسی نشوید.خانواده ام با چند تن از دوستانم انجام دهند. هیچ گونه آیینی به عنوان سوم، هفتم، چهلم و سال نگیرید. سیاه نپوشید،گل نیاورید و بگویید دوستان هم گل نیاورند. پول آن را یکجا گرد آورید و نوشت افزار برای کودکان تهیدست بخرید. آگهی در روزنامه به اینگونه بدهید:دکتر حسین رهاورد بزرگ خاندان رهاورد درگذشت.درخانه به سوگ نشسته ایم.

---------------------------------------------------------------------------------------------------------------

شایان ترین بخشش آرمانی در پرتو اشا(هنجارهستی) از آن خواهد شد که با شور دل، بهترین کردارها را به جای آورد.(یعنی بدون کوچکترین چشمداشت)اکنون و از این پس، تنها به این آرزو خواهم کوشید..

یسنای 51- بند1 از گاتها